جرم من چیست که میسوزم؟
جرم من چیست که هر شب زغمی میسوزم؛
قدمی راحتم اما قدمی میسوزم؛
دفتر خاطره ها خا لی و بی نام ولی؛
من پر از گفتنم و چون قلمی میسوزم؛
تو ز ارقام اهورا رقمی هستی و من ؛
تک تنها ز غم تک رقمی میسوزم ؛
شب پر از دردسری دارم و در بزم سکوت ؛
بر دمی ساکتم و باز دمی میسوزم ؛
تو که از سوختن مجرم شب با خبری
جرم من چیست که هر شب ز غمی میسوزم..؟
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 2:59 توسط مرتضی
|
ما کار خویش را به خدا واگذاشتیم ؛در دل به غیر از تخم گل هیچ نکاشتیم ؛ چشم امید ماست به لطف خدا و بس ؛ وز غیر او امید و تمنا نداشتیم