تردید
شب است ...
کلنجار میروم با خودم
با دلتنگی هایم
با قلب له شده ام
با غرور شکسته ام
سراغش را بگیرم ...
نگیرم ...
بگیرم ...
نگیرم ...
نزدیک صبح است ... دل را به دریا زدم
" مشترک مورد نظر در حال مکالمه می باشد "
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر ۱۳۹۲ ساعت 4:4 توسط مرتضی
|
ما کار خویش را به خدا واگذاشتیم ؛در دل به غیر از تخم گل هیچ نکاشتیم ؛ چشم امید ماست به لطف خدا و بس ؛ وز غیر او امید و تمنا نداشتیم